گاهی یك آدم‌هایی می‌آیند به عنوان طراح، می‌دانید چقدر پول خرج می‌شود! این پولی كه خرج مجسمه نماز بكنیم مسجد بسازیم خود مردم مسجد می‌روند. ما هنوز شهرك‌هایی داریم، نمازخانه ندارد. مسجد ندارد. مدرسه‌هایی داریم، نمازخانه ندارد. تو با سنگ مرمر در پارك لاله... اصلاً آن كسی كه پارك لاله می‌آید، به قصد نماز نمی‌آید. به قصد تخمه شكستن و بستنی خوردن می‌آید. آن وقتی به قصد بستنی می‌آید تو می‌خواهی نماز تبلیغ كنی، این ضد تبلیغ است.

داماد وقتی می‌آید، عروس وقتی می‌آید نزد داماد بنشیند به قصد این می‌آید كه با هم خوش و بش كنند. یك داماد رفت كنار عروس نشست و گفت: عروس خانم، توحید یعنی چه؟ نبوت یعنی چه؟ عروس بلند شد رفت. گفت: نفهمیدم شب اول عروسی‌مان است یا شب اول قبرمان!(خنده حضار)

آن كسی كه در پارك می‌آید او آمده استراحت كند. نمازهایی هم كه ما گفتیم در پارك خوب است، به شرطی كه هشت دقیقه باشد مزاحم تفریح مردم نشود. مردم آمدند تفریح كنند. یك نماز بخوانید كه تفریحتان بی‌نماز نشود كه چون رفتید تفریح كنید نمازتان قضا شد. همان‌جا یك مسجدی، جایی باشد یك ده دقیقه كسی نماز بخواند. نه اینكه آنجا زیارت عاشورا و دیگ بار بگذارید و منبر و شله زرد و... حسینیه كه نیست، پارك است. پارچه‌ی عمامه غیر از پارچه‌ی كت و شلواری است. ما گاهی قاطی می‌كنیم. یكی اینكه باید كارهای ارزان باشد نه سنگ مرمر، دوم باید ماندگار باشد.

زشت است شاه عباس روز قیامت یقه‌ی شما را بگیرد. شاه عباس یقه‌ی شما را در شهرداری می‌گیرد. می‌گوید: شما بودجه داشتید چهارصد سال بعد از من. بلوار هم داشتید، اتوبان هم داشتید، قطار هم داشتید. كار فرهنگی را من كردم، برای زوارهای امام حسین یك كاروانسرا ساختم. هنوز كاروانسرای شاه عباسی هست